ستاره آسمان

ستاره ای تو آسمان  هاست برای تو می درخشه به اسم تو

می خونن به نام تو

یه دل هست می گه دنیا مال تو

یه دل می گه قلبم مال تو

هر چی که دارم مال تو

اما نرو از بیشم

که دل محتاج توست

یه دلم می گه بمونم پیشت

به خدا دنیا بی تو پوچ

توی سطان قلبم

نشکن این دل خسته رو

نرو از بیشم

نرو نرو

نشکن این دل رو

دنیا کوچکی که

واسی چی به کجا میری ای دل من

اونی که واست می میریه کجاست

که می گفت دوست دارم کجاست

رفت تو رو تنها کجاست

اینجا دل من دیگه عاشق نشو

هرگز مشو هرگز مشو

اشکمو نگاه کن که چگونه از دوری تو می ریزد

نگاه کن که دینا برام چقدر تنگ تاریک شده است

 

نگاهم کن ای یار که تو دانی درد مو بس

 

نگاه عاشقانه نگاه دلبرانه

 

نگاهی که منو با خودش برد به دنیا دیگه

 

نگاهی که منو به این سو انداخت به سوی که هیچ وقت یادم نمیره

 

 

نگاه به نگاهت افتاد دنیا رو تازه شناختم

 

تازه فهمیدم که کی هستم

 

این چه نگاهی است که انسانها رو این گونه مغلوب خود می کند

 

چه نگاهی که هیچ وقت از یاد نمی رود

 

روزی صد بار به عکست نگاه می کنم اما باز سیر نمی شم عزیزم

 

 

هیچ وقت

 

 

با کلی اشک روی نامه هام که برات می نوشتم

 

حالا دیگه نگاهم خسته شده

 

که اینقدر بهت نگاه کرد خواست بگه که دوست داره

 

 

تنهایی

باز منو تنهایی همدم هم شدیم

 

باز منو تنهایی یه یار صمیمی شدیم

 

ای تنهایی تو هیچ وقت من تنها نگذاشتی

 

در بد ترین شرایط در بهترین شرایط

 

تو بود ی که هیچ وقت منو تنها نذاشتی

 

حالا من با تو

 

تنهام

 

واسه همیشه

 

 

آواز بخوان یه دوست تنهایی هایم

 

بخوان که دلم انقدر گرفته که بی تو

 

نمی تونم بدون آواز تو زنده باشم

 

 

حالا من و تو بهترین دوست برای هم دیگه هستیم

 

هر وقت بخندی من هم می خندم

 

 

هر وقت که گریه کنی منم گریه می کنم

 

با شادی تو شادم

 

با ناراحت تو ناراحتم

 

هیچ وقت تنهام نذاشتی

 

تنهات نخواهم گذاشت ای تنهایی

 

پس تو بهترین کس برای منی ای تنهایی ای تنهایی

 

ما انسان ها باید از تنهایی باید به آموزیم که چگونه وفا دارد .

زیبا ترین شعردلم در شبی در اوج  حود بودم     

زیبا ترین شعردلم    

 

 

دوتا عاشق ،پاک و صادق ،میون همه خلایق

 

                                              یکی می گه بسه دیگه انتظار این دقایق

 

اون یکی هم می گه با هم بسازیم زندگی بی غم

 

                                    دوتا گریون، دل پریشون ،بذاریم اشکارو مرهم

 

آخ چه آسون ،این صدامون ،شده همنوا و درمون

 

                             آره هردو،فصل سردو ،می بریم از قصه هامون

 

بیا زیبا، نشو رویا ، واسه من هستی یه دنیا

                                     لحظه لحظه دل می ترسه ، واسه دیدن پریا

 

در تپش لحظه ها یک عشق بی انتها

                                          

                                          در دل من اما تنها تو هستی زیبا                                  

گفتم نرو

گفتم نرو

گفتی برمی گردم

شاید بارفتنم زندگیت بشه اروم

گفتم نرو

باز گفتی برمی گردم

وقتی رفتی یه نگاه نکردی به پشت سرت موندم من با این همه دل تنگی

یه روز اومدی پیشم کردی شاد دلم را

ولی افسوس که با امدنت کردی مرا دل تنگ تراز دیروز

چه زیبا بود نگاهت همچون نگاه آهو در سبز زار

گفتم بینم روی ماه یار را گاه شوم آرام

ولی چو دیدم سیمای یار گشتم عاشقی دیوانه وار

پرچیدم از دستانش خستگی راه را

گام به گام بر می داشتم با او انگار در بهشت خدا پای می گذاشتم

سخن کردم با او از زیبایش از مهر و محبتش که نشسته بردلم

چه می دانستم هر واژه ی که زبانم می آمد زهری بر زخم دلش بود

من از عشق به او می گفتم

او فرار از عشق من

نگاهم را تقدیم چشمانه نازش می کردم

افسوس که نگاهش را چشمانم دریغ می کرد

آن روز برایش یک غریبه بودم

قدم های که با من برمی داشت از سر اجبار بود نه دوست داشتن

حرفی می زدم به انتظار پاسخش  مدت ها به انتظار می نشستم ولی ...

نشستم سفره ی دل را باز کردم برایش از عشقمان گفتم افسوس که بیهوده حرف می زدم

نه گوشی نه چشمی نه حواسی بود که به حرفایم گوش کند

برای خودم در بلندای آسمان سیر می کردم بی آن که بدانم یارم در زمین و بی من فکر می کند

 

حدس...

 
 

حدس می زنم شبی مرا جواب میکنی

و قصر کوچک دل مرا خراب میکنی

سر قرار عاشقی همیشه دیر کرده ای

ولی برای رفتنت عجب شتاب میکنی

من از کنار پنجره تو را نگاه میکنم

و تو به نامدیگری مرا خطاب می کنی

چه ساده در ازای یک نگاه پاک و ماندنی

هزار مرتبه مرا ز خجلت آب میکنی

به خاطر تو من همیشه با همه غریبه ام

تو کمتر از غریبه ای مرا حساب میکنی

و کاش گفته بودی از همان نگاه اولت

که بعد من دوباره دوست انتخاب می کنی

«مریم حیدرزاده»

 

 

مریم حیدرزاده...

 

 به یادش و به یاریش...

میـخوام یه قـصری بـسـازم

پنجره هـــــاش آبی بــاشه

من بـــاشم و تــو باشی و

یک شب مهتـــــابی باشه

امشب میـخوام از آســمون

یــاسـای خـوشبــو بچیـنـم

امشب میخوام عکس تو رو

تــو خــواب گلــها بـبـیـنـــم

کــاشکی بدونـی چشماتو

به صـد تــا دنیــا نمــی دم

یه مــوج گیـســوی تــو رو

به صد تـــا دریــا نمـی دم

کــاش تــو هوای عاشقی

همـیـشه پیـشـم بـمونـی

از تــو کــتــــاب زنــدگــی

حـرفــای رنـگــی بخـونـی

حـتـی اگــه دلـت نــخـواد

اســم تــو، تـــو قلب منه

چـهـره ی تـو یــادم مـیاد

وقتــی کـه بـــارون میزنه

امـشب میـخوام بـرای تو

یه فـال حـــافـظ بـگـیــرم

اگـر که خـوب در نـیـــومد

بـه احـتـرامــت بـمـیــــرم

امشب میخوام تو آسمون

عکس چشـات و بـکـشم

اگـــر نـگـــاهم نـکـنــــی

نـــاز نـــگـــاتــو بـکـشـم

می خوام تو رو قسم بدم

به جـون هر چی عـاشقه

به جون هرچی قلب صاف

رنـگ گــــــل شــقــایـقـه

یه وقـتـی که مـن نـبـودم

بـی خـبـر از اینـجـــا نـری

بـدون یــه خـــــدافـظـــی

پــر نـزنـی تـنـهـــا نــــری

وقتـی که اینـجـــا بمـونی

بـارون قـشــنگ و نم نمه

هـوای رفتـن کـه کـــنـی

مـرگ گــلای مـریـمـــــه

مریم حیدرزاده