اشکمو نگاه کن که چگونه از دوری تو می ریزد
نگاه کن که دینا برام چقدر تنگ تاریک شده است
نگاهم کن ای یار که تو دانی درد مو بس
نگاه عاشقانه نگاه دلبرانه
نگاهی که منو با خودش برد به دنیا دیگه
نگاهی که منو به این سو انداخت به سوی که هیچ وقت یادم نمیره
نگاه به نگاهت افتاد دنیا رو تازه شناختم
تازه فهمیدم که کی هستم
این چه نگاهی است که انسانها رو این گونه مغلوب خود می کند
چه نگاهی که هیچ وقت از یاد نمی رود
روزی صد بار به عکست نگاه می کنم اما باز سیر نمی شم عزیزم
هیچ وقت
با کلی اشک روی نامه هام که برات می نوشتم
حالا دیگه نگاهم خسته شده
که اینقدر بهت نگاه کرد خواست بگه که دوست داره

+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۳/۲۷ ساعت 20:45 توسط رهسپار عشق
|