سلام خوفید دوستان خوشملی خودم ببخشید من دیگه کم میام نت خوب ی ذره سرم شلوغه  ببخشید.

اومدم بگم که زندگیم داره  خوب پیش میره خوب مگه میشه با ی اجییییییی گلیی مثله نفیسه و ی معشوقه ای مثل زهراااااااا زندگی ادم بد باشهههه خیلی دخترای گلین این ۲ تا مثله فرشته اند خیلییییییییییییییییی دوستشون دارم .  

راستیییییییی پیشاپیش تولد خودمو تبریک میگم امسال تو تولدم میخوام بترکونم اخه هرسال روز تولدم یکی میمیره یا زلزله میاد یام عاشورا اینم از شانس من خیلی روزه نحسی به دنیا امدم مگه نه اما امسال میخوام همرو دعوت کنم به تولدم .شماهم دعودیت بیاد تولدم و تو شادیم شریک باشیدددددددددددددددددددد

پس تا روز تولدممممممم بای

همتونو دوست دارم بوس بوس بوس

فراموشی

فراموش شده ام در این دنیا عاشقان

فراموش شدم در دریاچه عشق

فراموشم کردی رفتی عزیزم

نذاشتی این دل من با تو باشه

فراموشم کردی از ذهنت

فراموش کردی حرف های من

فراموش کردی عشق منو

فراموش شدم عزیزم از ضیافت عشق

فراموش شد این دلم

فراموش شد این نگاه عاشقانه

فراموش شد این حرف های عاشقانه

 

 

فراموشی = دوست داشتن

 

 عکس عاشقانه ، عکس پسر ، پسر غمگین ، متن عاشقانه عشق تلخ شعرشعر غمگین پسر غمگین شعر عاشقانه

ماندم برای دوست داشتن تو چه نامی برگزینم

 

به چه  نام  نام تورا میان دوستان  بنامم

 

چه گویم از این دوست داشتن

 

همان طور که گفته ام

 

هر امدنی یه رفتنی هم داره

 

چرا باید اینگونه دل ببندیم

 

موقعه ترک کردن

 

نگینی از اسمان چشمان ببارد بر روی سیمای دل

 

چشم باز کردم خودرا در میان عاشق ها دیدم

 

چشم گشودم خودرا در دریاچه فراموشی دیدم

 

نه صدای نه اسمی نه نشانی

هیچ یک مرا در نمی یابد

 

به یاد ان دوست داشتن ها به یاد ان مهربانی ها به یاد همه خوبی

 

یاد همه نگاه ها

 

امان از بهانه کوچک اینگونه پریشان می کند

 

خوش به حال فراموش شدگان که هیچگاه فراموش کنندگان را فراموش نمی کنند ؟

 

 

ستاره آسمان

ستاره ای تو آسمان  هاست برای تو می درخشه به اسم تو

می خونن به نام تو

یه دل هست می گه دنیا مال تو

یه دل می گه قلبم مال تو

هر چی که دارم مال تو

اما نرو از بیشم

که دل محتاج توست

یه دلم می گه بمونم پیشت

به خدا دنیا بی تو پوچ

توی سطان قلبم

نشکن این دل خسته رو

نرو از بیشم

نرو نرو

نشکن این دل رو

دنیا کوچکی که

واسی چی به کجا میری ای دل من

اونی که واست می میریه کجاست

که می گفت دوست دارم کجاست

رفت تو رو تنها کجاست

اینجا دل من دیگه عاشق نشو

هرگز مشو هرگز مشو

یادش بخیر

یادش بخیر روزهای شیرین عاشقی

 

یادش بخیر روزهای که خنده ها  بدون ریا بودند

 

یادش بخیر روزی که دست تو دستم بود

 

یادش بخیر روزهای که بدون تو چیزی نمی گفتم

 

یادش بخیر روزهای مهتابی

 

یادش بخیر که می شستیم زیر نور ماه می گفتیم از عاشقی

 

یادش بخیر که تنها بودم تو ای کوچه پس کوچه های عشق

 

یه کی اومد دستمو گرفت با خودش برد به دنیا دیگه

 

یادش بخیر تو باغچه ای نسشته بود

 

یه باغبونی اومد منو چید

 

منو گلدون خونه اش گذاشت

 

بهم اب داد بهم عشق رو یاد داد

 

نمی دونم چی شد دیگه باغبون بهم اب نداد

 

دیگه سراغی از من نگرفت  چیزی نمی گفت از من

 

یه روز دیدم چیزی رو که هیچ وقت دوست نداشتم اون لحضه رو ببینم

 

ای کاش می مردم و اون روز نمی دیدم

 

دیدم تو گلدون خونه اش یه گل دیگه اورده به جای من

 

منو انداخت دور منو سپرد به باد فراموشی

 

لحضه ای خداحافظی چشممام پر از اشک شده بود

 

 یادم می یاد که می گفت دوستت دارم عزیزم

 

یادش بخیر اون روزها واقعا یادش بخیر

 

یادش بخیر موقعه خداحافظی من بودم با کلی کولباری از اشک

 

که می گفت نرو زدستم که نخواهد امد به دستم گلی

 

 

روز پدر مبارک

 

سلام ، چطوری ، گوشهات چطورن؟ خوبن؟ بابا؟ موهات داره کم کم میریزه ها ، ولی صورتت عجیب تغییری

 

 نکرده ، انگار همیشه همین شکلیه ، بابا ؟ 66 سالت شد؟ وای ، چقدر زود دیر میشه ، یادم نرفته که

 

صبحها میرفتی سر کار و من شیش هفت سالم بود و ساعت 4 وقتی بر میگشتی لب پنجره میشستم ، آخه

 

مامان نمیذاشت اون موقع ظهر بیام بیرون ، آخه من خاک بازی رو دوست داشتم ، مورچه آتیش میزدم و

 

گودال میکندم که توش قایم شم ، به خاطر همین خیلی کثیف میشدم ، مامان نمیذاشت بیام بیرون ، مجبور

 

بودم وایسم تا از سر کار بیای ، یادته همیشه برام هر روز بیسکوییت رنگارنگ میخریدی و میاوردی؟ همه

 

 ی خواسته ی من اون موقع از تو خواراکی بود، اگه میخریدی پدر خوبی بودی و اگه نمیخریدی بد، یادته

 

همه میگفتن لوسم کردی؟ همه میگفتن چون وحید ته تقاریه لوس کردیش ، ولی من اینو نمیفهمیدم ، اون

 

موقع گوشات میشنید ، یادش بخیر ، گذشت تا اینکه من رفتم کلاس اول راهنمایی، چه روز بدی بود ، کم کم

 

 حس کردی داری شنواییت رو از دست میدی ، رفتیم دکتر و گفتن که به مرور کامل ناشنوا میشی و فقط

 

صداهای گنگ میشنوی ، مامان گفت علت اصلی چیه دکتر؟ دکتر گفت: موج انفجار در جبهه که باعث کر

 

شدن گوش شده ، گفتیم چرا الان؟ گفت اثر بلند مدت داشته! یادته؟ اون موقع یک سری مشکل مالی برات

 

پیش اومد که خدا رو شاکرم که الان میتونیم مشکل مالی دیگران رو حل کنیم ، خلاصه ، یادته اون موقع یک

 

 مشکل مالی پیش اومد برات و برای خرج درمانت رفتیم کمیته ایثارگران و جانبازان ، یادته گفتی من

 

115 ماه تو جبهه بودم ، گفتن مدرک داری گوشت مال جبهست؟ گفتی : دکترا تایید میکنن ، حتی دکترای

 

ایثارگران ، گفتن نه نمیشه باید بعد از مجروحیت از بیمارستان تو اون موقع نامه داشته باشی ، گفتی مشکل

 

 اینه که من مجروحیت ندارم و این الان به زمین انداختتم ، اما کمکی نکردند که نکردند ، یا علی گفتی و

 

خودت خودت رو کشیدی بالا و الان مرد تاثیر گذار منی ، کسی که نه تنها مشکل مالی ندارد بلکه مشکل

 

مالی دیگران رو هم حل کرد ، همیشه ازت گله میکردم که چرا جانبازی و درصد جانبازی نگرفتی؟ تو

 

میگفتی برای این چیزا نرفتی ، منم مسخره میکردم ، اما تو بدون این چیزا به همه چیز رسیدی ، و فهمیدم

 

که چقدر کثیفه روزگار ، بابا ، دستات خشکن ، با کوچکترین واکنش ترکشون میترکه و خون میان ، چرا؟

 

بابا 66 سالته هنوز صبح ها میری سر کار و وقتی میرسی خونه سری میری سر آشپزخونه و ظرفهای

 

دیشب رو میشوری و خونه رو تمیز میکنی و نمیذاری مامان کوچکترین تکونی بخوره؟ جریان چیه؟ چرا

 

انقدر خوبی؟ بسه! ولی بابا ، اینو بدون هیشکی مثل تو نمیشه ، و امروز امیر مومنان علی (ع) به دنیا

 

اومد و یاد تمام پدرها رو زنده کرد ، پدرم ! سرورم ، نماد من ، الگوی من ، عزیز من ، دوستت دارم و

 

روزت مبارک ، هدیه ام به تو جان ناقابلم

 

 روز پدر مبارک

سر گذشت من

 

 

 

 

عکس های عاشقانه از بوسه

آی آدمای عاشق با اون دلای ساده منم یکی از شمام ساده و بی افاده یه روز از روزا بود که یکی قلبمو دزدید گفت که پسش نمی دم بد جور بهم می خندید من هم از روز اول قلبمو دادم دستش گفتم مراقبش باش اما نامرد شکستش اولا بود خاطر خوام ،هرروز بهم زنگ می زد با حرفای قشنگش به این دلم چنگ می زد اونقد قشنگ حرف می زد حرفای عاشقونه که عقلمو برده بود شدم مثل دیوونه دست توی دستام می ذاشت می گفت که تنهام نذار بات می مونم همیشه فقط تو دوستم بدار چشم به چشم می دوخت و نگام می کرد یه ساعت می گفت که چشم بر ندار به چشمت کردم عادت اون واسه من شده بود تنها امید تو دنیام زنده بودم به عشقش اون بود تموم رویام فکر نکردم یه روزی رویام یه کابوس بشه عاقبت عشق من آخر یه افسوس بشه تو می دونستی که من چقد تو رو دوست داشتم پس چرا گفتی که جات کس دیگه گذاشتم من افتادم به پاهات با التماس و خواهش که تو رو به خدا برگرد نبود این رسم و راهش یادم نر فته حرفت که گفتی دم آخر هر چی بهت نزدیک شم تو از من می شی دورتر اما این دفعه رو من نزدیک شدم زیادی فکر نکردم دور می شی این دلی بود که دادی

ساده

نامه ای که یکی از بهترین دوستانم وقتی شنید که کسی که دوسش داره با یکی دیگه ازدواج کرد .دوست دارم خوب بخونید بعد نظرتونو بدید

بیست سه روز دیگه روز اشنایی من باتوه  ده ابان ماه این روز باید واقعا واقعا واقعا تنها جشن بگیرم و این روزو واسه همیشه به دریاچه ی فراموشی بسپارم  و اصلا دیگه بهش فکر نکنم دیگه نباید فکر کنم که همچین روزی بوده همچین کسی با من دوست بوده دیگه تموم شد دوستی ما حتی دوستی سادمون دوستی که قرار بود هیچ وقت به پایان نرسه اما حالا می بینم که داره به پایان میرسه  چندروز پیش شنیدم که می خوای ازدواج کنی یه لحضه دنیا برام تیره تار شد باورم نشد که خانومی من می خواد ازدواج کنه کسی که قبلا به من قول ازدواج داده حالا می خواد بایه نفر دیگه ازدواج کنه دوسال نیم پیش به من گفتی که درسته که ازهم جدا شدیم و دیگه رابطیه عشقی نداشته باشیم ولی دوستیمون سرجاش حتی اگرباهم نباشیم گفتم باشه اما ولی من تورو خیلی دوست دارم نمی تونم تو رو ذهنم پاک کنم نمی تونم به خدا نمی تونم گفتی اشکال نداره یه روزی من تو باز هم بهم میرسیم نگران چی هستی من که هستم پس تو هم هستی اما حالا می بینم که نه فقط تو هستی نه من

من عروسکه قدیمی هستم که دوران تنهایی و غم اندوه و شادی هات بودم حالا مامان و بابا یه عروسک خوشگل تراز من برات اوردن منو گذاشتی روی طاقچه ی اتاقت روزها و روزها گذاشت یواش یواش من فراموش شدم و جامو دادم به یکی دیگه یه روز مامانی اومد منوبرداشت انداخت داخل یه کیسه زباله درشو گره زد منو انداخت توی یه سطل زباله اگر اون پسر کوچلویا اون مادر پیردستمو نمی گرفتن منم الان بازیافت شده بودم تبدیل به یه چیز دیگه ای کاش باز یافت می شدم یا از بین میرفتم و همچین روزی رو نمی دیدم .

 

روزی که خبرو شنیدم باخودم خیلی کلنجار رفتم تا بتونم ذره ی از عشقتو فراموش کنم یا کارهای زشتتو یا بی معرفت بازی های که در حقم دراوردی نتونستم هروز که می گذره نفرتم نسبت به تو بیشتر میشه  نمی دونی اگه اینجا بودی نمی دونم چی بگم بهت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

همون روزی که ازهم جداشدیم خودمو واسه هم چین روزی اماده می کردم اما هیچ وقت جرات نداشتم که بهش فکر کنم ولی حالا می بینم ازاون چیزی که می ترسیدم سرم اومد شاید این عروسک کوچلو لایق شاهزاده ی جوان نبوده شاید اینقدر تکراری شده که دیگه دوست نداره ببینتش هرچی بود که تموم شد هرکاری که بکنم نمی تونم برگردم به گذشته خیلی دلم ازت پره خیلی !

یه دوست ازم پرسید که اگه یه روزی بازدوباره برگرده صاحبت اونو می بخشی گفتم نمی دونم چندروزبعد ازم پرسید گفتم نمی دونم باری بارسوم ازم پرسید گفتم اگه اون منو ببخش به خاطر این همه عشقی که نسبتش داشتم منم اونو می بخشم .

الان این حرف ها خیلی دیر بیهوده دارم تلاش می کنم کار از کار گذشته یادت میاد اون فیلم رو همون کوچو کوچو هوداه عشق ماهم مثل همون فیلم شد .

 

فقط نقش ها عوض شده به جای پسره تورفتی منم شدم جای اون دختره ولی با این همه حرف بازم می گم من می بخشمت به خاطر همه چیز تو هم منو ببخش به خاطر عشقی که نسبت به تو داشتم ببخش اروزی خوشبختی دارم برات اروزمی کنم همیشه خوش بخت باشید همیشه رنگ غمو نبینی هیچوقت حتی قول می دم که منو بعداز عروسی هیچوقت نبینی دیگه اثری از تک سوار عاشق نبینی دیگه از حامی گفتن ها خلاص شدی خوش به سعادتت ولی این بهم قول بده که هیچ وقت همسرتو اذیت نکنی بهش اینقدر قور نزنی این همه بهش نگو تو تو شاید اون مثل من نباشه اینقدر بهش نگو این کارو کن اون کارو کن مردها تایه حدی جادارن بعداز اون ممکنه منفجر بشن پس فکر نکن که اونم مثل منه هرچی بگی با کمال میل قبول کنه هرجوری که خواستی باهاش رفتار کنی نه اون من نیستم .

 

روز عروسی قول میدم تا اونجای که جادارم برات شادی کنم اینقدر شادی کنم که عجلم برسه قول می دم اینقدر برات گیتار بزنم تا اینکه گیتارم خسته بشه قول میدم همون اهنگ زیبای دلو روز عروسی بخونم ولی قول بده که بعداز شنیدن اهنگ گریه نکنی دوست ندارم صدام کنی دوست ندارم که بامن باشی روز عروسی دوست دارم دست تو دست عشقت باشی بااون به درخشی منم برای خوش بختیتون دعا می کنم شاید بعداز عروسی برم دیگه پیدام نشه یادت همون جایی که خیلی دوست داشتم برم تونمی ذاشتی دوباره می خوام برم همونجا اگه پیدام نکردی می تونی به همونجا بیای یا نشونی منو از دوستانم بپرس شاید بهت دادن شاید شاید

هنوز باورم نمی شه که داری می ری به خدا باورش برام خیلی سخته هنوز برام سخته قول دادم که فراموشت کنم اما نمی تونم هنوز نامه تو دارم که روز والنتاین برام فرستادی هنوز ایمیل هاتو دارم هیچ کدومشو دور نداختم حتی قلبی رو دارم گاهی وقت به جای تو با اون درددل می کنم دلم برای اون خندهات واقعا تنگ میشه برای صدای زیبات که همیشه عصبانیت می کردم قشنگ تر میشدی سعی کن هیچ وقت عصبانی نشی عزیزم چون هرکی تو رو ببینه دوبرابر بهت عشق می ورزه اینوراست می گم یه کلاس اشپزی حتما برو بدردت می خوره راستی یادم باشه که روز عروسی حتما برات از اون سمبوسه های که دوست داری برات بیارم با سس مخصوص سراشپز حامی می دونم که اگه دلت برای من تنگه نشه حداقل برای سمبوسه های من دلتنگ میشه  بهش بگو بره یاد بگیره البته اگه جنوب بره قشنگ یادمی گیره .

 

خوب دیگه به اخر خط می رسم همین جا بهت قول می دم که هیچوقت منو نخواهی دید هیچ وقت و دیگه کلامی از من نمی شنوی حتی اسمو حامی دیگه مرد فقط باید خودت به یه زندگی تازه وقف بدی و همه چیزرو فراموش کنی حتی منو دلم می خواد کل عکس هامون پاره کنی بریزی دور یا اینکه اتیش بزنی دوست ندارم حتی ذره ی از خاطرات من تو زندگیت باشه اینو که می تونی انجام بدی تنبل هان خیلی تنبلی باید صبح زود از خواب بیداربشی صبحانه درست کنی بعد خونه رو تمیزکنی فکر ناهار باشی و فکر شام بشی باید حسابی همسرداری رو یاد بگیری مامان باباتو اذیت نکن یه ذرم به فکر اون ها باش این همه قدبازی در نیار سعی کن رابطتو بادوستات کمتر کنی مخصوصا با اون بچه پرو باشه  خودت که می دونی باید چی کار کنی فکرم منم نکن به قول خودت اینقدر ساده و شیرین هستم که بتونم یه کسی رو برای خودم پیدا کنم راستی زندگی عروسک بازی نیست که هروقت که خسته شدی بذاری کنار دوست من . زیاد صحبت کردم حرف واسه گفتن زیاده اما هرچه کمتر باشه چه بهتر؟

                                                                                              امضاء

 

عروسک کوچلوی تو حامی

.

 

 

 

 

چه ساده عاشق می شیم

 

چه ساده دل می بندیم

 

چه ساده دل به حرف های هم می دهیم

 

چه ساده می گوییم دوستت دارم

 

چه ساده شروع می کنیم

 

وچه ساده به پایان می رسانیم

 

چه ساده چه ساده

 

ساده زیستن هنر است

 

اما ساده دروغ گفتن چه زشت است

 

شبو به خاطر روشنایی سادش دوست دارم

 

نه به خاطر تاریکی مبهمش

 

شب قشنگه و ساده است

 

شب به ادم دروغ نمی گه

 

مثل چشم

 

پس باورش کن

 

ساده بودنو

 

بی تو

بی تو زندگی برام سخت بود

 

زندگی بی تو مثل یه دنیا تاریکیه

 

بی تو چه گویم در میان عاشقانها

 

چو سخنی از تو گویم که  دلم را آرام کنم

 

چه گویم، بگویم که رفتی واسه همیشه

 

چطوری خودمو قانع کنم

 

که بی تو می تونم زنده باشم

 

چگونه باور کنم که بی تو هستم

 

رسم دوستی این نبود که اینطوری تنها باشم

 

فرشته ای بودی در آسمون قلبم

 

نمی گویم که نیستی فرشته تو ای فرشته ای من

 

هنوز ولی من شده ام ابلیس تو فرشته

 

ببین چگونه دنیا ترکم کرده

 

چه فایده فقطی تو نیستی دنیارو می خوام چی کار

 

کجای فرشته ای من که شده ام  ابلیس

 

 

 

زیبا ترین شعردلم در شبی در اوج  حود بودم     

زیبا ترین شعردلم    

 

 

دوتا عاشق ،پاک و صادق ،میون همه خلایق

 

                                              یکی می گه بسه دیگه انتظار این دقایق

 

اون یکی هم می گه با هم بسازیم زندگی بی غم

 

                                    دوتا گریون، دل پریشون ،بذاریم اشکارو مرهم

 

آخ چه آسون ،این صدامون ،شده همنوا و درمون

 

                             آره هردو،فصل سردو ،می بریم از قصه هامون

 

بیا زیبا، نشو رویا ، واسه من هستی یه دنیا

                                     لحظه لحظه دل می ترسه ، واسه دیدن پریا

 

در تپش لحظه ها یک عشق بی انتها

                                          

                                          در دل من اما تنها تو هستی زیبا                                  

ای کاش

به نام خدا عشق آفرین

 

 

 

ای کاش آروز ها انقدر سریع به واقعیت می پویست درست می گم ای کاش تو انقدر من اذیت نه می کردی می گفتی که من دوستم داری ای کاش می تونستم بهت بگم دوست دارم

ای کاش

هروقت که به دیدنت آمده ام

زدست من رفتی

گوشی از منزلگاه عشق نشستی

برات از عشق می گفتم

از کوچه پس کوچه های عشق

کوچه های که من به تو پیوند داد

ای کاش بودی می دیدی که چگونه پی تو می گردم

تا تو را دریابم

لا رفتنت دنیا روشنایی شو از من دریغ کرد

کوچک زشت شب روز هایم می گذرد

بدون آن که به ساعت نگاه کنم

بدون آن که به آسمان بنگرم

آن  به مه می نگردد

ای کاش نبودم عاشق

ای کاش ندیده بودم تو را تا نمی شدم اینگونه عاشق

آه بسوزد پدر عاشقی که اینگونه ادم ها را از هم دور می کند

چرا باید از تو دور باشم چرا باید بمانم تک تنها در این دنیا غربت

در کوچه بی کسی چیزی نداشتم جز یک دل پاره پاره

از مال دنیا  یه قلب داشتم که می تابید برای یه جرعه عشق

تشنه یه جرعه عشق بودم

اما نمی دانستم که هر که عاشق شد

کور می شود چیزی نمی شنود

تا صبح ستاره های آسمان را می شماره

تنها مندم در بی کسی

ای کاش دوبراه تو را می دیدم تا گویم چقدر تو را دوست دارم

ای دل

ای دل

ای کاش بودی می دیدی چقدر سخته زندگی بی تو کاش که بودی می دیدی

کجایی که عزیزم

با اون نگاهات دل سنگ آب می شه من چی که دلم برات لک شده

دلم از بی کسی سنگ شده

از آوره بودن خسته شده

باور کن که دوست دارم بی تو دنیا برام عذاب  کجاست ای دل خسته

کجاست کجاست

کجاست کجاست

کجاست کجاست

بیا کنارم  بیا کنارم

بی تو دنیا برام عذاب