فراموشی = دوست داشتن

ماندم برای دوست داشتن تو چه نامی برگزینم
به چه نام نام تورا میان دوستان بنامم
چه گویم از این دوست داشتن
همان طور که گفته ام
هر امدنی یه رفتنی هم داره
چرا باید اینگونه دل ببندیم
موقعه ترک کردن
نگینی از اسمان چشمان ببارد بر روی سیمای دل
چشم باز کردم خودرا در میان عاشق ها دیدم
چشم گشودم خودرا در دریاچه فراموشی دیدم
نه صدای نه اسمی نه نشانی
هیچ یک مرا در نمی یابد
به یاد ان دوست داشتن ها به یاد ان مهربانی ها به یاد همه خوبی
یاد همه نگاه ها
امان از بهانه کوچک اینگونه پریشان می کند
خوش به حال فراموش شدگان که هیچگاه فراموش کنندگان را فراموش نمی کنند ؟
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۳/۲۹ ساعت 23:27 توسط رهسپار عشق
|