پشیمونم پشیمونم پشیمون

کجایی که ببینی من هنوزم 

دارم تو حسرت چشمات می سوزم

روز و شب دنبال یه راه چارم

که بازم پامو تو قلبت بزارم

همش کلافمو تو فکر اینم 

که هر جوری شده تورو ببینم

ببینم که بهت بگم ببخشید 

دلم حرف تورو هیچوقت نفهمید

یه وقت هایی میام کنار خونه 

همون وقت هایی که دارم بهونه 

یه چند وقته بهونت میگیرم 

حالم خراب دارم میمیرم

غریبه ها نتونستن بفهمن 

یه ذره از دل از حرف های من

پشیمونی مثل غصه میمونه

تموم خنده هاتو میسوزونه

 پشیمونم پشیمونم پشیمون

پشیمونم برات مغرور بودم 

تو بودی ولی با تو نبودم

تو بودی من از تو دور بودم

 

کسی جاتو نمی تونه بگیره 

برای گفتن این حرف ها دیره

میدونم که دیگه دوستم نداری

ولی تو توی قلبم مونده گاری

کسی جاتو نمی تونه بگیره 

برای گفتن این حرف ها دیره

میدونم دیره دیگه تمومه

ولی چی کار کنم که آرزومه

 

دوباره تو یشی چراغ خونم

من هم پیشت یاشم دردت به جونم

میدونم دیره دیگه تمومه

 

ولی چی کار کنم که آرزومه

یه وقت هایی میام کنار خونه 

همون وقت هایی که دارم بهونه 

یه چند وقته بهونت میگیرم 

حالم خراب دارم میمیرم

پشیمونم پشیمونم پشیمون

پشیمونم برات مغرور بودم 

تو بودی ولی با تو نبودم

تو بودی من از تو دور بودم


راهی عشق


توب کوچه های خلوت راهی عشق تو بودم راهی ترانه های که برای تو سرودم 

زیر لب می خوندم اروم تک تک ترانه ها تو

به امیدی که دباره مس شنوم باز هم صداتو

ولی هر چی انتظار کشیدم نیومدی

هر چه قدر تو کوچه ها قدم زدم نیومدی

همه ی ترانه هام توی گریه گم شدن

زیر پام خیس شد از اشکات تو باز هم نیومدی

به خودم می گفتم که هر جا باشی میای سراغم

اچه گفته بودی جز تئ هیچ کسی دوست ندارم

باورم نمیشد ببری واسه همیشه

اخه گفته بودی عشقت توی جونم کرده ریشه

گفتم اخه مگه میشه تو به یاد من نباشی

مگه میشه که بخوای بری از من جدا شی

ولی هر چی انتظار کشیدم نیومدی هر چه قدر تو کوچه ها قدم زدم نیومدی

همه ی ترا نه هام توی گریه گم شدن زیر پام خیس شد از اشکام تو باز هم نیومدی




سروناز بی تاب


بیا کنارم سروناز بی تاب

بیا کنارم زیر طاق مهتاب

عطش ببازیم به نسیم دریا

غزل برقسیم طلوع فردا

بیا کنارم ساقه ی بهاره

رو فرش برگ و پولک ستاره

خمار شعرم میشکنه پیش تو

عجب شرابی نفس تو داره

گل بهارم در انتظارم

حریر سبزی بیاد کنارم

تنت حریرت جوی ابر جاری

صدای گرمت غیرت فناری

بزار بگیرم مثل تور دریا تو را به آغوش ماهی فراری

اگر بدونن ابر و باد و بارون چه دلنواز این شب مهربون

حجوم میارن روی چرت کوچه, صدای شهرو می برن تا آسمون

غروب گذشت شب رسید به نیمه

تب تو می خواد گل سرخ حیمه

بگو بخوابن همه اهل دنیا هنوز یه نیمه مونده از شب ما

گل بهارم در انتظارم حریر سبزی بیاد کنارم

شنب

نخواستم با غم بسازی

  

نخواستم با غم بسازی نخواستم چیزی نگی

 

نخواستم درد دلت دیگه با هیچکی نگی

 

آخه عشق اجباری نیست تو زندون من نمون

 

حالا که فکر رفتنی دیگه از موندن نخون

 

 

تا دیدم می خوای بری دلم راه تو سد نکرد

 

برو فردا مال تو دیگه انجا بر نگرد

 

بدون بعد از من دلت هرجا جا نذار

 

غم با من بودن تو دیگه به یاد نیار 

 

اگر شونت تکیه گام پس چرا من تنها شدم

 

چرا هر احظه هام همیشه منم تنها با خودم 

 

چقدر قصم خنده داره 

 

چقدر بی کاره دلم

 


دلم از حادثه خسته

تنم از حادثه خسته 


دلم از غصه شکسته

ناجی شکسته بالم که توی اما نشته ای

ای که واسه خاطر من دل مردم شکستی

پر بغض گریه بودم تو رسیدی تا بخندم

واسه پیدا کردن تو دل به جاده ها می بندم

 

راهیه یه کوله راهم کوله بار عشق بستم دیگه از خودم بریدم

دیگه از آینه خستم توی کعبه وجودم دور چشمه ی تو گشتم 

نکنه دلم گلایه باید از تو می گذشتم 

می خوام این عشق قشنگ از نگاهت پس بگیرم 

نمی خوام مثل پرنده توی این قفس بمیرم

ای نگاه آبی ناز کاش تو مهربون نبودی 

میون این همه آدم تو یه هم زبون نبودی

لحظه گذشتن از تو اخرین لحظه دیدار

واسه تو از تو گذشتم 

همین میگن یه ایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــثار


عشق

عشق این نیست که فقط به کسی بگی که عاشقتم

عشق بدون گفت هم عشقه

عشق قربانی هم هست

یعنی

ساکت بودن بخاطر همدیگه

عشق فقط داشتن نیست

عشق از دست دادن شادیهات

به خاطر شادی های همدیگه


چهارمجنون لیلی

کنا سیب رازقی 


نشسته عطر عاشقی

من از تبار خستگی بی خبر از دلبستگی

  عاشقم

ابر شدم صدا شدی شاه شدم گدا شدی

شعر شدم قلم شدی عشق شدم تو غم شدی
لیلای من دریای من آسوده در رویای من این لحظه در هوای تو

گمشده در صدای تو من عاشقم مجنون تو گمگشته در بارون تو
مجنون لیلی بی خبر در کوچه هایت در به در مست پریشون خراب

هر آرزه نقش بر آب شاید که روزی عاقبت آروم بگیرد در دلت

کنار هر ستاره ای

نشسته ابر ژاره ای

من از تبار سادگی بی خبر از دلدادگی

  عاشقم

ماه شدم ابر شدی اشک شدم صبر شدی

 برف شدم آب شدی قصه شدم خواب شدی

لیلای من دریای من آسوده در رویای من این لحظه در هوای تو

گمشده در صدای تو من عاشقم مجنون تو گمگشته در بارون تو

 
مجنون لیلی بی خبر در کوچه هایت در به در مست پریشون خراب

هر آرزه نقش بر آب شاید که روزی عاقبت آروم بگیرد در دلت


دلم گرفته

با تو شعرام همگی رنگه بهاره 


با تو هیچ چیزی دلم کم نمیاره

وقتی نیستی همه چیز تیره و تاره

کاش ببخشی تو خطا هامو دوباره

 

ای خدای مهربون دلم گرفته 

از این ابر نیمه جون دلم گرفته

از زمین اسمون دلم گرفته

اخه اشکامو ببین دلم گرفته

تو خطاهامو نبین دلم گرفته

تو ببخش فقط همین دلم گرفته

 توی لحظه های من شیرین ترینی

واسه عشق عاشقی تو بهترینی

کاش همیشه محرم دلم تو باشی

تو بزرگی اولین و آخرینی




دوست دارم

دوست دارم همانا 


می سوزه عشقم از درد

پر میشم از اسم تو هر ثانیه هر شب

دوست دارم تا فردا

دوست دارم تا دریا

شاید ببینمت باز تو وقت خواب و رویا

ساعتی از شقایق دقیقه های عاشق 

دوست دارم تو بارون تمام این دقایق

اگه فردا نباشه دوست دارم همیشه 

پنجشنبه یکم مرداد 1388 توسط مهران | 104 نظر 


نامه ای برای تو 

می دونی که بی تو تنهام 

نمی گیره هیچ کی جاتو
حتی فکر جداییت می سوزونه همه وجودم

تو بمون کنار من به خدا بی تو میمیرم


نگو تنهات می ذارم میدونی دیوونه میشم

نگو باورت ندارم دوباره بی خونه میشم


حالا سردی نگات داره جونمو آتیش میزنه

نمی دونی تو قلبم یه صدایی فریاد میزنه

  بود و نبودم,همه وجودم,اروم جونم,واست می مونم

  دل نگرونم,اگه نباشی بدون چشمات مگه میتونم

  گرمی دستات,برق اون نگات, یادم نمیره طعم بوسه هات
کاشکی بدونی اگه نمونی میشکنه قلبم بی تو اون صدات

دوباره یاد تو دوباره اشک من,همیشه عشق تو میمونه تو قلب من 

صدای خنده هات صدای هق هقام نگاه سرد تو میمونه تو ذهن من

شده خاطره اغوش گرم تو دیگه همدمم شده قاب عکس تو

بیا جونم مهربونم این نامه را میخونم برای تو

عین خیالت هم نیست
عین خیالت هم نیست

عین خیالت هم نیست یکی داره میمیره هر وقت که تنها میشه سراغتو می گیره

عین خیالت هم نیست این دل دلوا پس,پرنده بی پناه, تنهایی قفس

عین خیالت هم نیست یکی هنوز منتظره,بکی با دوتا چشم خیس هنوز نگاهش به دره

عین خیالت هم نیست اگه یه روز نبا شم اگه برم بمیرم یا که ازت جدا شم

عین خیالت هم نیست دوستت نداشته باشم دیگه با دیدن تو حسی نداشته باشم 

عین خیالت هم نیست بدون تو بمیرم دیگه واسه همیشه سراغتم نگیرم

 
عین خیالت هم نیست عین خیالت هم نیست آره نیست


ماه من غصه چرا؟


ماه من غصه چرا؟

 

اسمان را بنگر که هنوز بعد از صدها شب و روز

مثل ان روز نخست 

گرم وابی پر از مهر به ما می خندد

یا زمینی که دلش از سردی شب های خزان

نه شکست و نه گرفت

بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید 

و در اغاز بهار دشتی از یاس سفید 

زیر پاهامان ریخت

تا بگوید که هنوز پر امنیت احساس خداست 

ماه من غصه چرا؟

تو من را داری و من هر شب روز 

ارزویم همه خوشبختی توست

ماه من دل به غم دادن از یاس سفید سخن ها گفتن 

کار انهایی نیست که خدا را دارند...  

ماه من غم اندوه اگر هم روزی مثل باران بارید

یا دل شیشه ای ات از لب پنجره عشق زمین خورد و شکست

با نگاهت به خدا چتر شادی واکن

و بگو با دل خود که خداست خداست

او همانی است که از تارترین لحظه شب راه ی از نور امید نشانم می داد..

او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد همه زندگی ام غرق شادی باشد

ماه من غصه اگر هست بگو تا باشد

معنی خوشبختی اگر هست اندوه است...

این همه غصه و غم این همه شادی و شور

چه بخواهی و چه نه میوه یک باغند

همه را باهم و با عشق بچین...

ولی از یاد مبر!

پشت هر کوه بلند سبزه زاری است پر از یاد خدا!

و در ان باز کسی می خواند!

که خداست خداست و چرا غصه؟!چرا؟!

 
او را در آینه به آغوش گرفتم

 
او را 


در آینه 

به آغوش گرفتم

حال آنکه از مرگش 

سالها می گذشت

اما گویی آینه

هنوزم گرمای تنش 

و طعم بوسه های عاشقانه اش را

 حفظ کرده بود

احساس کردم او در کنارم است

 و ناگاه به یاد لحظه هایی که با او بودم آرام گریستم

پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388 توسط مهران | 7 نظر 


آینه


پرسید که چرا دیر کرده است 

  نکند دل دیگری او را اسیر کرده است

خندیدم وگفتم او فقط اسیر من است

  تنها دقا یقی چند تاخیر کرده است

گفتم امروز هوا سرد بوده است 

  شاید موعود قرار تغییر کرده است

خندید به سادگی ام اینه گفت 

  احساس پاک تو را زنجیر کرده است

گفتم از عشق من چنین سخن مگو

  گفت خوابی او سال ها دیر کرده است

در اینه به خود نگاه می کنم

  اه عشق او عجیب مرا پیر کرده است

راست گفت که اینه منتظر نباش

  او برای همیشه دیر کرده است  

در هوای قلب من پرواز کن

در هوای قلب من پرواز کن

مکتب عشق مرا اغاز کن

من ز ساز کهنه ی دل خسته ام

نغمه های تازه برام ساز کن

گر تو باغ ارزوهايم شدی

روی بگشای در به رويم باز کن

با من از باران و از شبنم بگو

عشق خود با قلب من دمساز کن

با دو چشم بسته ات مفتون شدم

ديده ات بگشا و باز اعجاز کن

خلوتم را پر کن از حسی غريب

اين سکوت تلخ پر اوز کن . 

سکوت مرگ

 اين سکوت نحس را تو بشکن 
قلب ترک خورده را تو مرهم باش
اشکهاي ديدگان را تو بشوي
گونه معشوق را تو ببوس
که گر اين گونه نباشي 
تو نيز خاطره خواهي شد و
من را در صندوقچه ي گنج در ته اقيانوس زندگي مدفون خواهي کرد 

ندانسته عاشق شدم،دانسته گریه کردم ودانسته درون خود شکستم

ندانسته عاشق شدم،دانسته گریه کردم ودانسته درون
خود شکستم.
 نگاهم سراسر اشتیاق بود،
نگاهم حاکی از تپیدن قلبم بود،
نگاهم لبا لب،نیاز بود،
نگاهم شِکوه از تنهایی بود،
نگاهش...........
نگاهش خنده بود،
نگاهش شیطنت بود،
نگاهش بی مهری بود،
نگاهش شکستن قلبم بود،
نگاهش ردِ نگاهم بود 

یکشنبه دهم خرداد 1388 توسط مهران | 3 نظر 

بوسه عشق

بوسه های سرد

بوسه های سپید

بوسه های برفی

در نیمه شب سرد

میان سپیدی برف

زیر خاموش روشن شدن

نور تیر چراغ برق

کوچه ای خالی

لبهایی عاشق

عاشق بوسیدن

بوسیدن

و 

بوسیدن

هر بوسه فریادیست

میان سکوت شب

سکوتی سرشار از عشق

سکوتی سرشار از سپیدی برف

سکوتی سرشار از دوست داشتن

و

بوسیدن در میان برف...
دوستت داشتم , دوستت دارم , دوستت خواهم داشت

تورو دوست دارم عجیب , تورو دوست دارم زیاد , چطور پس دلت می یاد منو تنها بذاری .

تورو دوست دارم مثل لحظه ی خواب ستاره ها  

تورو دوست دارم مثل حس غروب دوباره ها 

تورو دوست دارم عجیب , تورو دوست دارم زیاد , نگو پس دلت می یاد منو تنها بذاری.

توی اخرین وداع وقتی دورم از همه چه صبورم ای خدا دیگه وقت رفتنه 

تورو می سپارم به خاک , تو رو می سپارم به عشق , برو با ستاره ها ...ستاره ها...ستاره ها

تو رو دوست دارم مثل حس دوباره ی تولدت

تو رو دوست دارم وقتی می گذری همیشه از خودت 

تورو دوست دارم مثل خواب خوب بچگی بغلت می گیرم میمیرم به سادگی 

تورو دوست دارم مثل دلتنگی های وقت سفر 

تورو دوست دارم مثل حس وقت سحر , مثل کودک تو راه , بغلت می گیرم با دل غریبم با تو می سپارم به خاک.
موفقیت

یادخداآرامبخش قلبهاست

چقدر شبیه خودت می شوی وقتی.......

روزت را با عشق آغاز می کنی ادامه می دهی وبه پایان می رسانی.

همیشه طعم کارهایت منحصر به فرد است:کار با طعم عشق.

روزهای شنبه یک sms به این مضمون می نویسی "لحظه هایی سرشار از معجزه داشته

باشید."وسپس گزینه send to list را انتخاب می کنی.

هفته ای یک sms امید بخش برای یکی از دوستانت که کمتر با تو تماس می گیرندمی فرستی

بیشترین بخش های برنامه غذایی ات به گیاه خواری اختصاص دارد.

هر روز به اطرافیانت یک جمله مثبت واثربخش هدیه می دهی.

هنگام شب به خیر گفتن به فرزندت تکرار این جمله را فراموش نمی کنی: خواب های 

رنگی ببینی فرشته زندگی من!

وقتی تنهایی به خانه دلت سرک می کشد با آرامش تکرار می کنی: تو خدای مهربان همیشه 

کنارم هستی ومن عاشقانه حضورت را احساس می کنم.(می بینی؟!دیگر احساس 

تنهایی نمی کنی!)

همیشه به خاطر یکی از بزرگ ترین نعمت های خداوند سپاسگزاری:لبخند کودکان!

(کم نعمتی نیست ! باور کن!)

از تماشای آسمان زیبای شب خودت را بی نصیب نمی کنی.

هر ماه یک کتاب به کتابخانه محله تان هدیه می دهی (قیمت کتاب اصلا مهم نیست).

هر روز ۵ درصد بیشتر از روز قبل به دیگران محبت می کنی!

وقتی از کسی بدی می بینی آن را به همه انسان ها تعمیم نمی دهی وجمله :

"همه همین طورند" را به کار نمی بری.

هر بار که با اطرافیانت صحبت می کنی حتما روی یکی از ویژگی های مثبت آن ها

تاکید می کنی.

در روز تولد دوستانت اشتراک یک ساله یک مجله خوب مثل موفقیت !را به آن ها هدیه

می دهی!

ارزشهای خوب فراوان است شما باید آن ها را پیدا کنید