انتظار
کمترین تحریری از یک آرزو این است
آدمی را آب و نانی باید و آنگاه آوازی
در قناری نگاه کن، در قفس، تا نیک دریابی
کز چه در آن تنگناشان باز شادی های شیرین است
کمترین تصویری از یک زندگانی: آب، نان، آواز
ور فزون تر خواهی از آن، گاهگه، پرواز
ور فزون تر خواهی از آن شادی آغاز
ور فزون تر، باز هم خواهی... بگویم باز ؟
آنچنان بر ما به نان و آب،
اینجا تنگ سالی شد
که کسی در فکر آوازی نخواهد بود
وقتی آوازی نباشد شوق پروازی نخواهد بود...
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۲/۰۵ ساعت 13:1 توسط رهسپار عشق
|